هفته نامه مثلث بررسی کرده است ؛
حسن روحانی چگونه با پدیده ترامپ مواجه خواهد شد ؟
مسعود ندافان در این تحلیل تلاش کرده به واکاوی تحولات جدید با پیروزی دونالد ترامپ بپردازد.
مسعود ندافان، هفته نامه مثلث : رخدادی بی نظیر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رقم خورد، ترامپ به کاخ سفید رسید؛ گویا بار دیگر غلبه جامعه شناسی بر سیاست با برتری یقه آبی بر یقه سفید رقم خورد. شاید به روایت «میت رامنی»، مرد پرنفوذ جمهوری خواهان، هوادارن ترامپ اینگونه که :« خشمی جهنمی دارند و دیگر قادر به تحمل این وضع نیستند» و این خشم جهنمی همه آمریکا را فراگرفت؛ هرچند برخیها این خشم فروخفته را کتمان میکردند.
دولت یازدهم و رسانههای جریان اصلاحات به پیشواز پیروزی هیلاری کلینتون رفته بودند اما پایان داستان به گونه ی دیگر ختم شد؛ هرچند حسن روحانی از اینکه «نتیجه انتخابات آمریکا، اثری در سیاستهای جمهوری اسلامی ایران ندارد.» روایت میکند ولی سایه هراس بر دولت بهخوبی احساس میشود؛ آنان هیلاری کلینتون را رییس جمهوری آمریکا قلمداد میکردند و در تلاش بودند با استفاده از خط ارتباط پیشین با دموکراتها، «بستههای تشویقی اقتصادی» پسابرجام را برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دریافت کنند اما همه چیز بهیکباره نابود شد. گویا این روزها دلواپسی در دولت نهادینهشده است؛ هر روز یکی از دولتمردان به کمپین «تقریبا هیچ» دستاورد برجام می پیوندند و از سوی دیگر علاوه بر اختلاف در تیم اقتصادی دولت یازدهم، میان وزیران وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اختلافات جدی شده است. گویا لرزه تردید پیروزی در انتخابات آتی بر تن حامیان حسن روحانی افتاده است. در این میان این سوال مطرح میشود که راهبرد دولت یازدهم در قبال پیروزی ترامپ چیست؟ آیا خشم جهنمی ظهور ترامپ حامیان اعتدال را نیز فرامیگیرد؟ یا تهدیدانگاری حضور مخالف برجام در کاخ سفید برای دولت «فرصت» است؟
حسن روحانی برای حضور چهار سال دیگر در پاستور به حمایت تمام عیار طرفین مؤتلف انتخابات ریاست جمهوری پیشین و آشکارسازی دستاوردهای دولت یازدهم در دیدگان افکار عمومی نیاز دارد. اضلاع ائتلاف انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را اصولگرایان همسو با دولت، اصلاح طلبان و حامیان هاشمی رفسنجانی تشکیل میدهند. اصولگرایان همسو با علی لاریجانی در چهار سال اخیر در حساسترین مقاطع زمانی همسو با پاستورنشینان بوده اند؛ راهبرد آنان «حمایت همهجانبه، بدون اعلام سهمخواهی علنی» از دولتیها است، «سخنگوهای غیررسمی علی لاریجانی» بازیگران اصلی این راهبرد هستند؛ نطق کاظم جلالی از رای اعتماد کابینه دولت یازدهم تا حمایت از برجام و سپس تلاش این طیف برای رای اعتماد سه وزیر پیشنهادی که با معیارهای سیاست ورزی اصولگرایان در قبال فتنه تناقض دارد؛ نمایانگر استمرار این کنش سیاسی هدفمند است و از سوی دیگر اصلاح طلبان بهخوبی میدانند که در وضعیت «اجبار» پذیرش حسن روحانی به عنوان نامزد نهایی سال آینده قرار دارند بنابراین رویه «تهدید گفتاری» را در برابر «گفتاردرمانی» دولت نسبت به مطالبات پایگاه اجتماعی خود اتخاذ کردهاند و همچنین هاشمی رفسنجانی نیز به صراحت بر استمرار حمایتش تاکید کرد؛ وی در جدیدترین اظهارنظرش گفت: «آقای روحانی در دوره دوم بهتر میتواند کار کند. چون موانع را با برجام از جلوی پایش برداشته، تجربه لازم را کسب کرده، به نیازها توجه کرده، به امکانات بیشتری رسیده است و باید نتیجه را در دوره دوم ایشان ببینیم. این دوره در حال پر کردن چالهچولههاست. باید به دور دوم برسیم. البته این حرف من، حمایت هم بود. چون ایشان را اصلح میدانم.» تا همه تردیدهای حسن روحانی نسبت به حضور خاتمه یابد زیرا خیالش از حمایت الیت ها سیاسی تقریبا راحت است ولی فرجام انتخابات را تودههای مردم رقم میزنند.
از منظر پاستورنشینان، تلاش برای انعقاد «برجام» و استمرار فعالیت آزاد در «فضای مجازی» دستاوردها دولت یازدهم محسوب میشود؛ هرچند آنان معتقدند که برجام را نمیتوان به عنوان وعده نهایی دولت به مردم معرفی کرد بنابراین در راستای آن باید موردی مانند «فضای مجازی» بدون «فیلتر» برای دسترسی« آزاد» را دستاورد دولت یازدهم دانست. در همین راستا نشریه کارگزارانی صدا نوشت: « برجام و تلگرام بهعنوان دو دستاورد سه سال نخست دولت روحانی، البته نقش و کارکرد مهم دیگری هم دارند؛ نقشی که میتوان از آن بهعنوان «آینههای روبهرو» یادکرد. هم برجام و هم تلگرام، همچون آینههایی هستند که تصویر عینی و واقعا موجود ساختار سیاسی و بدنه اجتماعی ایران را فراتر از همه شعارها، ادعاها، خطابهها و خودپسندیها برابر چشم قرار میدهند.»
دولت به مدد مشاوران نام «آشنا» توانایی مناسب برای ایجاد «تصویرسازی سیاسی مناسب» و «دوقطبیهای کاذب» دارد؛ تیم اتاق فکر دولت در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، شیخ دیپلمات را ناجی اقتصاد ایران با از بین بردن تحریم تصویرسازی نمود و پسازآن با دوقطبی سازیها خواهان به تاخیر انداختن مطالبات مردمی در قبال دستاورد اقتصادی برجام با جدالهای کلامی در افکاری عمومی در قبال لغو کنسرتها شدند. در وضعیت پیش رو از منظر حامیان دولت پیروزی ترامپ به منزله دوپینگ برای اصولگرایان محسوب میشود زیرا دستاوردهای برجام با نوع سخنان پیشین ترامپ به یغما خواهد رفت. دولتمردان خواهان تبدیل فضای «تهدید» حیات سیاسی دولت به «فرصت» هستند و راهبردهای ذیل را در نظر گرفته اند.
1. پیش فرض ذهنی دولت یازدهم از حضور ترامپ در کاخ سفید، عدم همراهی بهمانند اوباما برای ایجاد بستر تعاملی تحقق برجام است؛ بنابراین آنان در تلاش هستند که از سویه های واگرایی آمریکا با اتحادیه اروپا پیرامون چگونگی روند اجرایی برجام استفاده کنند.
فدریکا موگرینی، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پاسخ به سوالی درباره این که آیا اتحادیه اروپا درباره اجرای توافق هستهای ایران و گروه 1+5 نگرانی دارد، گفت: «بگذارید بسیار شفاف و صریح بگویم که این یک توافق دو جانبه نیست، بلکه توافقی چند جانبه است که در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مورد تایید قرارگرفته است. بنابراین، این به نفع ما و به نفع وظیفه سازمان ملل است که تضمین کند این توافق به طور کامل و در تمام طول مدت این توافق که 10 سال است، اجرا میشود. من شخصا یک وظیفه مشخص دارم تا تضمین کنم که توافق از سوی تمام طرفها اجرا میشود و به طور قطع این مساله به نفع اروپا است. بنابراین ما آن را یکی از عناصر کلیدی قلمداد میکنیم که تغییر نخواهد کرد. » بازتاب فراوان این اظهارات به منزله عدم فروپاشی برجام کارکرد دارد و پسازآن باید گام های جدیتر از سوی دولت برداشته شود به این صورت که در راستای پیشفرض «بستههای تشویقی اقتصادی» پسابرجامی دولت هیلاری کلینتون، اتحادیه اروپا نقشآفرینی کند. دولت یازدهم که گزینه محبوب خود را مغضوب آمریکاییها دیده است، احتمالا در هفتههای اخیر فرآیند گفت وگوهای اقتصادی با کشورهای اروپایی را آغاز کند، هرچند فرجام قراردادهای هواپیماهای به ذائقه مردم خوش نیامده است؛ مردم این قراردادها را حل مشکل طبقه مرفه جامعه از طریق لابی های وزیران ثروتمند میدانند، بنابراین «بستههای تشویقی اقتصادی» بنا بر اهداف انتخاباتی باید عینی تر و برای حل مشکل افرادی با جامعه آماری بیشتر که عموما از قشر ضعیف جامعه هستند؛ در نظر گرفته شود.
2. راهبرد دیگر دولت یازدهم، استفاده از سخنان جنگ طلبانه ترامپ است؛ آنان پیش از این پروژه شیفت گفتمانی دستاورد برجام از «اقتصاد» به «امنیت» را آغاز کرده بودند و حالا با حضور ترامپ «ماجراجو» بستر را برای هراس عمومی مساعد می بینند. دولت یازدهم پس از ناکامی به پاسخگویی اقتصاد در دوران پسابرجام که به روایت رییس بانک مرکزی «تقریبا هیچ» است، در تلاش است که دور ساختن «سایه جنگ» از فراز کشور را دستاورد سازی کند. در این راهبرد دولت یازدهم با «وحشت مصنوعی» نسبت به «بازگشت سایه جنگ» خواهان عدم حضور گزینه ناهمسو با آمریکا برای جلوگیری از فاجعه جنگ است.
حسن روحانی در 12 مردادماه در جریان یک مصاحبه تلویزیونی، اظهار داشت: « برجام سایه شوم تهدید را از سر مردم برداشت.» وی در شهریورماه سال گذشته نیز در جریان بیست و دومین سفر استانی هیات دولت به استان همدان، در اظهارات مشابه ی گفته بود: «بعد از سالها مذاکره پیگیر توسط فرزندان انقلابی و دیپلماتهای قهرمان، توانستیم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم و امنیت واقعی را به این کشور بازگرداندیم» بنابراین دولت یازدهم تلاش می کند حضور ترامپ را بازگشت «سایه جنگ» قلمداد کند که «برای به وجود آوردن اجماع جهانی توسط آمریکاییها آنها به یک احمدینژاد در ایران نیاز دارند.» و حتی سید حسین موسویان از اعضای موسس حزب اعتدال و توسعه و دیپلمات سابق نزدیک به دولت نیز با بیانی تلویحی نسبت به رفتار جمهوری اسلامی در همین محور نوشت: «از اقدامات و مواضع تحریکآمیز بی مورد که صرفاً بهانه به دشمن میدهد، پرهیز شود» و همچنین داریوش قنبری از فعالان سیاسی اصلاحات اظهار داشت: « اگر کوچکترین اقدامی صورت گیرد و مخالفان دولت فعلی در ایران سرکار بیایند و اعلام کنند بخشهایی از برجام را قبول ندارند آن زمان بهترین بهانه به دست دونالدترامپ خواهد افتاد که بیشترین اجماع جهانی را علیه ایران ایجاد کند و چهبسا ایران را درگیر و داخل یک جنگ نماید. اگر فردی مانند احمدینژاد در ایران روی کار بیاید قطعا شاهد جنگ میان ایران و آمریکا خواهیم بود که در حد فاجعه است.» در آن سو استاد حسین شریعتمداری با فراست سیاسی نسبت به رفتار دولتی ها واکنش نشان داده است و در سرمقاله روزنامه کیهان نوشت: « مدعیان اصلاحات برخلاف آنچه تظاهر میکنند از انتخاب ترامپ وحشت نکردهاند بلکه اصرار دارند که وحشت را به ملت تزریق کنند و سپس نتیجه بگیرند که اگر در انتخابات 96 به آنان رأی ندهند، باید سایه یک جنگ احتمالی را بالای سر خویش داشته باشند!»
شش ماه تا انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم باقیمانده است و حامیان دولت در شرایط سختی قرار دارند؛ مردم وعدههای چهار سال پیش حسن روحانی را فراموش نکردهاند و مسکن مهر برای آنان طرح «مزخرف»، برجام برای آنان «هوای تازه» و طرح سلامت راهکار ارتقای کاهش فاصله طبقاتی نیست و از سوی دیگر فیشهای حقوقی نجومی ضربه جدی به سرمایه اجتماعی دولت وارد ساخته است. از سوی دیگر اصولگرایان با تمرکز بر مطالبات معیشتی در برابر «بی تفاوت» ساختاری دولت، ضریب رای منفی حسن روحانی را افزایش داده و حالا ترامپ در کاخ سفید بر معضلات دولت افزوده است. گویا تحقق گزاره «اولین دولت تک دورهای» نزدیک است
دیدگاه تان را بنویسید